فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین فروردین ، غزل حافظ شماره 56
دل سراپرده محبت اوست ، ديده آيينه دار طلعت اوست من که سر درنياورم به دو کون ، گردنم زير بار منت اوست تو و طوبي و ما و قامت يار ، فکر هر کس به قدر همت اوست گر من آلوده دامنم چه عجب ، همه عالم گواه عصمت اوست من که باشم در آن حرم که صبا ، پرده دار حريم حرمت اوست بي خيالش مباد منظر چشم ، زان که اين گوشه جاي خلوت اوست هر گل نو که شد چمن آراي ، ز اثر رنگ و بوي صحبت اوست دور مجنون گذشت و نوبت ماست ، هر کسي پنج روز نوبت اوست ملکت عاشقي و گنج طرب ، هر چه دارم ز يمن همت اوست من و دل گر فدا شديم چه باک ، غرض اندر ميان سلامت اوست
فقر ظاهر مبين که حافظ را
،
سينه گنجينه محبت اوست
تعبیر:
دست از طلب بر ندار و از طعنه ی حسودان در هراس نباش. کاری که در پیش گرفته ای درست است و تو را به مقصد می رساند. همت و تلاش موفقیت تو را تضمین می کنند.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اردیبهشت ، غزل حافظ شماره 446
صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داري ، به يادگار بماني که بوي او داري دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست ، توان به دست تو دادن گرش نکو داري در آن شمايل مطبوع هيچ نتوان گفت ، جز اين قدر که رقيبان تندخو داري نواي بلبلت اي گل کجا پسند افتد ، که گوش و هوش به مرغان هرزه گو داري به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد ، خود از کدام خم است اين که در سبو داري به سرکشي خود اي سرو جويبار مناز ، که گر بدو رسي از شرم سر فروداري دم از ممالک خوبي چو آفتاب زدن ، تو را رسد که غلامان ماه رو داري قباي حسن فروشي تو را برازد و بس ، که همچو گل همه آيين رنگ و بو داري
ز کنج صومعه حافظ مجوي گوهر عشق
،
قدم برون نه اگر ميل جست و جو داري
تعبیر:
در انتخاب دوست و همنشین دقت کن. بیهوده با خودسری و ندانم کاری، هستی خود را تباه نکن. با سعی و کوشش خود می توانی به همه چیز برسی. سعی کن که عاقبت اندیش و موقر باشی و عجولانه تصمیم نگیری. از منیت و تکبر، چیزی غیر از زیان نخواهی دید. شرایط لازم برای کسب نتیجه ی مساعد را دارا هستی. به خودت اعتماد کن.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین خرداد ، غزل حافظ شماره 447
بيا با ما مورز اين کينه داري ، که حق صحبت ديرينه داري نصيحت گوش کن کاين در بسي به ، از آن گوهر که در گنجينه داري وليکن کي نمايي رخ به رندان ، تو کز خورشيد و مه آيينه داري بد رندان مگو اي شيخ و هش دار ، که با حکم خدايي کينه داري نمي ترسي ز آه آتشينم ، تو داني خرقه پشمينه داري به فرياد خمار مفلسان رس ، خدا را گر مي دوشينه داري
نديدم خوشتر از شعر تو حافظ
،
به قرآني که اندر سينه داري
تعبیر:
با خشم و کینه به هیچ جا نمی رسی. بهتر است با تعقل و تدبر پیش بروی و دوستانه با مسائل و مشکلات روبرو شوی. از دوستان خیرخواه کمک بطلب و به الطاف بی انتهای خداوند ایمان بیاور.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین تیر ، غزل حافظ شماره 328
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم ، لطف ها مي کني اي خاک درت تاج سرم دلبرا بنده نوازيت که آموخت بگو ، که من اين ظن به رقيبان تو هرگز نبرم همتم بدرقه راه کن اي طاير قدس ، که دراز است ره مقصد و من نوسفرم اي نسيم سحري بندگي من برسان ، که فراموش مکن وقت دعاي سحرم خرم آن روز کز اين مرحله بربندم بار ، و از سر کوي تو پرسند رفيقان خبرم حافظا شايد اگر در طلب گوهر وصل ، ديده دريا کنم از اشک و در او غوطه خورم
پايه نظم بلند است و جهان گير بگو
،
تا کند پادشه بحر دهان پرگهرم
تعبیر:
راه رسیدن به هدف دور و دراز است و اراده ای محکم می خواهد. دست از سعی و تلاش بر ندار و نا امیدی را به خود راه نده. دعا به درگاه خدا را فراموش نکن تا آرامش روانی داشته باشی. به کمک دوستان خود امیدوار باش.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مرداد ، غزل حافظ شماره 241
معاشران ز حريف شبانه ياد آريد ، حقوق بندگي مخلصانه ياد آريد به وقت سرخوشي از آه و ناله عشاق ، به صوت و نغمه چنگ و چغانه ياد آريد چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقي ، ز عاشقان به سرود و ترانه ياد آريد چو در ميان مراد آوريد دست اميد ، ز عهد صحبت ما در ميانه ياد آريد سمند دولت اگر چند سرکشيده رود ، ز همرهان به سر تازيانه ياد آريد نمي خوريد زماني غم وفاداران ، ز بي وفايي دور زمانه ياد آريد
به وجه مرحمت اي ساکنان صدر جلال
،
ز روي حافظ و اين آستانه ياد آريد
تعبیر:
در هنگام سعادت و نیکبختی به یاد دیگران باش و به آنها کمک کن همانطور که انتظار کمک از دوستان داری. از تجربه ی دوستان به خوبی استفاده کن.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین شهریور ، غزل حافظ شماره 80
عيب رندان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت ، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت من اگر نيکم و گر بد تو برو خود را باش ، هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت همه کس طالب يارند چه هشيار و چه مست ، همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت سر تسليم من و خشت در ميکده ها ، مدعي گر نکند فهم سخن گو سر و خشت نااميدم مکن از سابقه لطف ازل ، تو پس پرده چه داني که که خوب است و که زشت نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس ، پدرم نيز بهشت ابد از دست بهشت
حافظا روز اجل گر به کف آري جامي
،
يک سر از کوي خرابات برندت به بهشت
تعبیر:
به سخن ملامتگران و حسودان گوش فرا نده. تو با هوشیاری به کار خود ادامه بده. پیشرفت در انتظار تو است. مواظب باش تا غرور و تکبر تو را از راه درست منحرف نکند.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین مهر ، غزل حافظ شماره 380
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم ، که من دلشده اين ره نه به خود مي پويم در پس آينه طوطي صفتم داشته اند ، آن چه استاد ازل گفت بگو مي گويم من اگر خارم و گر گل چمن آرايي هست ، که از آن دست که او مي کشدم مي رويم دوستان عيب من بي دل حيران مکنيد ، گوهري دارم و صاحب نظري مي جويم گر چه با دلق ملمع مي گلگون عيب است ، مکنم عيب کز او رنگ ريا مي شويم خنده و گريه عشاق ز جايي دگر است ، مي سرايم به شب و وقت سحر مي مويم
حافظم گفت که خاک در ميخانه مبوي
،
گو مکن عيب که من مشک ختن مي بويم
تعبیر:
هنوز تکلیف را با خود روشن نساخته ای و نمی دانی که چه راهی در پیش بگیری. منتظری که دیگران برای تو تصمیم بگیرند. بهتر است که درباره ی خود و اهداف خود تجدید نظر کنی تا بهتر بتوانی تصمیم بگیری. اراده ی خود را محکم کن.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آبان ، غزل حافظ شماره 29
ما را ز خيال تو چه پرواي شراب است ، خم گو سر خود گير که خمخانه خراب است گر خمر بهشت است بريزيد که بي دوست ، هر شربت عذبم که دهي عين عذاب است افسوس که شد دلبر و در ديده گريان ، تحرير خيال خط او نقش بر آب است بيدار شو اي ديده که ايمن نتوان بود ، زين سيل دمادم که در اين منزل خواب است معشوق عيان مي گذرد بر تو وليکن ، اغيار همي بيند از آن بسته نقاب است گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد ، در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است سبز است در و دشت بيا تا نگذاريم ، دست از سر آبي که جهان جمله سراب است در کنج دماغم مطلب جاي نصيحت ، کاين گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز
،
بس طور عجب لازم ايام شباب است
تعبیر:
به آنچه می خواهی نرسیده ای و غم و اندوهی سراسر زندگیت را فرا گرفته اما روزگار هرگز به یک روش نمی چرخد و پایان هر شب سیاهی سپیدی روز است. شاد باش و غم دنیا را نادیده بگیر.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین آذر ، غزل حافظ شماره 329
جوزا سحر نهاد حمايل برابرم ، يعني غلام شاهم و سوگند مي خورم ساقي بيا که از مدد بخت کارساز ، کامي که خواستم ز خدا شد ميسرم جامي بده که باز به شادي روي شاه ، پيرانه سر هواي جوانيست در سرم راهم مزن به وصف زلال خضر که من ، از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم شاها اگر به عرش رسانم سرير فضل ، مملوک اين جنابم و مسکين اين درم من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال ، کي ترک آبخورد کند طبع خوگرم ور باورت نمي کند از بنده اين حديث ، از گفته کمال دليلي بياورم گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر ، آن مهر بر که افکنم آن دل کجا برم منصور بن مظفر غازيست حرز من ، و از اين خجسته نام بر اعدا مظفرم عهد الست من همه با عشق شاه بود ، و از شاهراه عمر بدين عهد بگذرم گردون چو کرد نظم ثريا به نام شاه ، من نظم در چرا نکنم از که کمترم شاهين صفت چو طعمه چشيدم ز دست شاه ، کي باشد التفات به صيد کبوترم اي شاه شيرگير چه کم گردد ار شود ، در سايه تو ملک فراغت ميسرم شعرم به يمن مدح تو صد ملک دل گشاد ، گويي که تيغ توست زبان سخنورم بر گلشني اگر بگذشتم چو باد صبح ، ني عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم بوي تو مي شنيدم و بر ياد روي تو ، دادند ساقيان طرب يک دو ساغرم مستي به آب يک دو عنب وضع بنده نيست ، من سالخورده پير خرابات پرورم با سير اختر فلکم داوري بسيست ، انصاف شاه باد در اين قصه ياورم شکر خدا که باز در اين اوج بارگاه ، طاووس عرش مي شنود صيت شهپرم نامم ز کارخانه عشاق محو باد ، گر جز محبت تو بود شغل ديگرم شبل الاسد به صيد دلم حمله کرد و من ، گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم اي عاشقان روي تو از ذره بيشتر ، من کي رسم به وصل تو کز ذره کمترم بنما به من که منکر حسن رخ تو کيست ، تا ديده اش به گزلک غيرت برآورم بر من فتاد سايه خورشيد سلطنت ، و اکنون فراغت است ز خورشيد خاورم
مقصود از اين معامله بازارتيزي است
،
ني جلوه مي فروشم و ني عشوه مي خرم
تعبیر:
بخت و اقبال با تو همراه است و روزگار روی خوش را به تو نشان می دهد. خداوند را سپاسگزار باش تا نعمات خود را از تو دریغ نکند. به عهد و پیمان خود پایبند و وفادار باش تا حق دوستی را به جای آورده باشی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین دی ، غزل حافظ شماره 373
خيز تا خرقه صوفي به خرابات بريم ، شطح و طامات به بازار خرافات بريم سوي رندان قلندر به ره آورد سفر ، دلق بسطامي و سجاده طامات بريم تا همه خلوتيان جام صبوحي گيرند ، چنگ صبحي به در پير مناجات بريم با تو آن عهد که در وادي ايمن بستيم ، همچو موسي ارني گوي به ميقات بريم کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنيم ، علم عشق تو بر بام سماوات بريم خاک کوي تو به صحراي قيامت فردا ، همه بر فرق سر از بهر مباهات بريم ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد ، از گلستانش به زندان مکافات بريم شرممان باد ز پشمينه آلوده خويش ، گر بدين فضل و هنر نام کرامات بريم قدر وقت ار نشناسد دل و کاري نکند ، بس خجالت که از اين حاصل اوقات بريم فتنه مي بارد از اين سقف مقرنس برخيز ، تا به ميخانه پناه از همه آفات بريم در بيابان فنا گم شدن آخر تا کي ، ره بپرسيم مگر پي به مهمات بريم
حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مريز
،
حاجت آن به که بر قاضي حاجات بريم
تعبیر:
قدر لحظات را بدان و بیهوده آنها را به هدر نده. در این راه احساسات را رها کن و به عقل و تدبیر خود تکیه کن. راه سخت و دشواری در پیش داری. از دوستان خیر اندیش کمک بطلب و با آنان مشورت کن. به خدا توکل کن تا آرامش خاطر داشته باشی.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین بهمن ، غزل حافظ شماره 159
نقد صوفي نه همه صافي بي غش باشد ، اي بسا خرقه که مستوجب آتش باشد صوفي ما که ز ورد سحري مست شدي ، شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان ، تا سيه روي شود هر که در او غش باشد خط ساقي گر از اين گونه زند نقش بر آب ، اي بسا رخ که به خونابه منقش باشد ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست ، عاشقي شيوه رندان بلاکش باشد غم دنيي دني چند خوري باده بخور ، حيف باشد دل دانا که مشوش باشد
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
،
گر شرابش ز کف ساقي مه وش باشد
تعبیر:
کارها را آسان نگیر و سهل انگاری را رها کن. تلاش و کوشش انسان را به همه چیز می رساند. از شکست ها نترس و از آنها به عنوان تجربه استفاده کن. هر کاری محتاج صداقت و ایمان است. با تظاهر و عوام فریبی به جایی نخواهی رسید.
فال حافظ روزانه پنجشنبه 5 شهریور 1405 ، ویژه متولدین اسفند ، غزل حافظ شماره 352
روزگاري شد که در ميخانه خدمت مي کنم ، در لباس فقر کار اهل دولت مي کنم تا کي اندر دام وصل آرم تذروي خوش خرام ، در کمينم و انتظار وقت فرصت مي کنم واعظ ما بوي حق نشنيد بشنو کاين سخن ، در حضورش نيز مي گويم نه غيبت مي کنم با صبا افتان و خيزان مي روم تا کوي دوست ، و از رفيقان ره استمداد همت مي کنم خاک کويت زحمت ما برنتابد بيش از اين ، لطف ها کردي بتا تخفيف زحمت مي کنم زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست ، ياد دار اي دل که چندينت نصيحت مي کنم ديده بدبين بپوشان اي کريم عيب پوش ، زين دليري ها که من در کنج خلوت مي کنم
حافظم در مجلسي دردي کشم در محفلي
،
بنگر اين شوخي که چون با خلق صنعت مي کنم
تعبیر:
مراقب اطرافیان خود باش تا گمراه نشوی. در هر کاری که شروع می کنی با عقل و اندیشه عمل کن تا به نتیجه ی مطلوب برسی. دوستان خود را بشناس تا بتوانی به موقع از آنها استمداد جویی.